خانه / علم و فناوری / اینترنت / آینده پژوهی چیست؟
آینده پژوهی چیست؟

آینده پژوهی چیست؟

آینده پژوهی چیست؟

 
ماهنامه گفتمان الگو – محمد شمس الدینی: «آینده» به لحاظ زمانی، نقطه مقابل «گذشته» و «مطالعه آینده» نقطه مقابل «مطالعه تاریخ» است و با توجه به افتراق بنیادین و محوری در مبانی هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی تفکر مدرن و تفکر اسلامی، مطالعات آینده در یک تبیین عام و کلی، ذیل دو رویکرد پارادایمی قرار می گیرد: «مطالعات انفسی آینده» و «مطالعات آفاقی آینده».

در مطالعات انفسی آینده مطابق با آیه مبارکه «إنّ الله لا یغیّر ما بقوم حتی یغیرو ما بانفسهم»، آفاق و انفس، اتحاد تکوینی دارند و در این نگاه وجود انسان، در دو ساخت وجود انفسی و وجود آفاقی، تبیین می شود. آنچه که در آفاق، ظاهر می شود، تجلی تغییرات انفسی انسان در ساحات مختلف فردی، جمعی، جزیی و کلی است و لذا برای درک تغییرات آینده آفاقی در هر ساحت، بایستی از شناخت و تبیین تغییرات و تحولات انفسی انسان در ساحات مختلف آغاز کرد.

طبق این نگاه دو محور کلی مطالعه آینده تبیین می شود: ۱٫ برای شناخت وضعیت آینده باید تغییرات واقع شده در انفس انسان ها را شناخت و ۲٫ برای تحقق هر وضعیت مطلوب در آینده، بایستی تغییرات متناسب با آن را در انفس انسان ها واقع کرد.

در رویکرد مدرن اساسا میان انسان و عالم، ارتباطی باطنی و تکوینی وجود ندارد و انسان، منفک از عالم وجود، عالم را به مثابه آبجکت، شناسایی کرده و البته اصالت با آن چیزی است که از عالم بیرون در سابجکت او نقش می بندد. در این نگاه، اگرچه در حقیقت باز هم همه تغییراتی که در عینیت عالم حادث شده است، محصول تغییرات انفسی و درونی انسان در دوره های مختلف است اما در عمل، صرفا تغییرات وجود آفاقی و ظاهری، و به تعبیری وجود آبجکتیو، مورد مطالعه قرار می گیرد و سپس قاعدتا انفس انسان، مطابق با تغییرات آفاقی، تغییر می کند و همین زمینه ای می شود برای ظهور تغییرات آفاقی بعدی که این سیر، به صورت مارپیچ حلزونی شکل ادامه می یابد.

 
آینده پژوهی چیست؟

فرق نقطه تمرکز دو تلقی مدرن و اسلام در مطالعه آینده، جدای از تلقی متفاوت این دو پارادایم از مفهوم زمان، در این است که اسلام، نقطه عزیمت تغییرات را انفس انسان می داند اما مدرنیته، آفاق وجود، در نگاه اسلام، باید هر دو سمت نمودار شماره ۱، مطالعه شود؛ با این دقت که نقطه عزیمت تغییر، انفس انسان است اما در تلقی مدرن، فقط مطالعات آینده شناختی موجود، متمرکز بر بخش سمت چپ این نمودار است، همه آن چه که در ادامه این متن ارائه می شود، در قالب دوم یعنی رویکرد مدرن قرار دارد.

نظر به اینکه آینده، برایند تغییرات در وضعیت اکنون است و در واقع وضعیت آینده، محصول گذار وضعیت اکنون از مجرای تغییرات امروز تا آینده است، لذا کیفیت بررسی نحوه تاثیر و تاثر وضعیت کنونی و تغییرات، منجر به ظهور مکاتب و سبک های مختلفی در مطالعات آینده می شود که برای درک چارچوب کلی این گونه ها و سبک ها، تایپولوژی و گونه شناسی متدولوژیک مطالعات آینده صورت می گیرد.

گونه شناسی روش مطالعه آینده

در مطالعات آینده همواره یک سال به عنوان سال پایه، تعیین می شود و به نسبت آن یک سال دیگر به عنوان سال هدف، یعنی سالی که آینده در آن افق، مطالعه می شود، در نظر گرفته می شود. در مطالعات آینده تکیه بر یک تکنیک یا روش، نگاه جامعی از آینده را به دست نمی دهد و لذا برای تحقق نگاه جامع و همه جانبه، معمولا از دو یا چند روش با توجه به خصوصیات حوزه مورد مطالعه و افق مطالعه آینده استفاده می شود. البته انواع روش ها و شیوه های مطالعه آینده نیز، نوعی از ارتباط را با هم دارند که این نیز الزام تکیه نکردن بر یک روش را تاکید می کند. در ادامه، تعدادی از روش های شاخص تر معرفی می شوند.

پیش نگری یا آینده نگری

در مطالعات آینده، آینده به دو حوزه کلی تقسیم می شود: آینده حدوثی و آینده احداثی، آینده حدوثی، آینده ای است که نتیجه طبیعی وضعیت اکنون، در اثر تغییرات طبیعی است. تغییرات طبیعی، یعنی آن تغییراتی که بدون فاعلیت و دخالت عامل انسانی رخ می دهند. تبیین این آینده را «پیش نگری» یا «آینده نگری» می خوانند. در مقابل این نگاه، آینده احداثی طرح می شود؛ یعنی آینده ای که با دخالت و فاعلیت انسان، صورت گرفته و ساخته می شود. تبیین این نوع از آینده را «پیش نگاری» یا «آینده نگاری» می خوانند.

تبیین آینده از هر دوی این مناظر، در مطالعات آینده، بسیار حیاتی و مهم است. این دو رویکرد، از مطالعه آینده رویکردهای آکادمیک مطالعه آینده هستند که به صورت رسمی و در مراکز آکادمیک، آموزش داده می شوند اما رویکرد سومی نیز وجود دارد که در ساحت آموزش غیررسمی، موضوعیت دارد و بر پایه آینده تصوری، ظهور یافته است. مطالعه آینده از این حیث، «تصویرسازی» است و عموما در حوزه رسانه های جدید و در جهت عمومی سازی یک تصویر از آینده، و ذیل روش کلی «تخیل علم»، صورت می گیرد. آینده نگری و آینده نگاری، هر کدام شیوه ها و روش هایی در اجرا دارند که در ادامه به تعدادی از شاخص ترین این شیوه ها در هر پارادایم پرداخته می شود:

 
آینده پژوهی چیست؟

۱٫ پویش افق

تفحص یا پویش افق، یکی از ساده ترین و ابتدایی ترین تکنیک های تشخیص نخستین نشانه های تغییرات بالقوه وضعیت کنونی، در جهت شناخت وضع آینده است که طی آن، به طور عمده، تهدیدات و چالش های بالقوه وضعیت، با تاکید بر تکنولوژی های جدید و اثرات آنها بحث می شود. افق، دورترین نقطه ای است که چشم انسان مشاهده می کند و به صورت جغرافیایی، نقطه تماس اشعه فرضی چشم انسان با انحنای زمین، همان افق است که در واقع انسان بیش از آن را نمی بیند.

در روش پویش افق، پویش و تفحص این افق، در بستر زمان، مد نظر است. در فرایند پویش افق، یک پویش کلی از محیط اکنون صورت گرفته و در نسبت با آن، یک پویش کلی از محیط در حال طلوع آینده که در محدوده نگاه امروز انسان وجود دارد نیز صورت می گیرد. در مقایسه لکی بین این دو تصویر کلی، چالش ها، فرصت ها، روندها، حوادث و جریان های عمده محیطی و اجتماعی بالقوه و در حال ظهور، شناسایی و بررسی می شوند. هدف اساسی در این مطالعه، تبیین تصویر کلی و بزرگ آینده است. معمولا از این روش، بیشتر در حوزه مسائل پزشکی و بهداشتی استفاده شده است.

در فرایند کلی پویش افق، هر پویش در یک دوره زمانی مشخص انجام می گیرد و در نتیجه آن، کلیه نوسانات و تغییرات در حال انجام و یا در حال ظهور، در هر حوزه زانی مورد مطالعه، از سطح سیگنال های ضعیف تا موضوعات کلی و مهم مورد شناسایی و دقت قرار می گیرند.

۲٫ تحلیل روند

یکی از تکنیک های مطالعه آینده در جهت تبیین طرح استراتژیک الگو مبنا است؛ یعنی پس از تعیین روند، برای تشخیص جهت و نحوه تطور روند، الگوی مشخص و ممتاز تغییر روند از یک گذشته مشخص تاکنون، استخراج می شود و سپس مبتنی بر آن، کیفیت روند در آینده، برآورد می شود. لذا جهت حرکت در این مطالعه، از امروز به گذشته و به منظور تبیین الگوی تغییر روند از گذشته تا اکنون است، بنا بر اقتضائات این تکنیک، طرح انتاجی از آن، بایستی به صورت ادواری و در دوره های کوتاه مدت (فی المثل سالانه)، بازبینی شود. در این تکنیک، وضعیت موجود آینده و آینده وضعیت موجود آینده و آینده وضعیت موجود، تبیین می شود. مفهوم «ترند» با مفاهیمی همچون جهت، سمت و طرف، قرابت معنایی دارد.

در فرایند تحلیل روند، حوزه های کلی مورد بررسی، مشخص شده و سپس در هر حوزه روندهای برجسته و تاثیرگذار مورد نظر انتخاب می شوند. سپس سطح بندی روندها در سطوح خُرد روند، درشت روند، کلان روند و اَبَر روند، و برآورد وضعیت آنها در آینده مورد نظر انجام می گیرد.

تحلیل روند با توجه به فرضیاتی که دارد و شاخص ترین آن، این است که الگوی تغییر روند در آینده نیز به نحو گذشته خواهد بود. برای افق های بلندمدت، اصلا فرایند و شیوه مناسبی در آینده نگری نیست و به طور کلی برای افق های بلند، از فرایندهای آینده نگاری و یا طراحی سناریو استفاده می شود. تحلیل روند، برای افق های زمانی نهایتا هفت ساله استفاده می شود. مگر در حوزه هایی که به طور کامل و یا مقرون به کامل، از دخالت انسان خارجی شده اند و صورت تطوری پیدا کرده اند؛ مانند حوزه تکنولوژی در روزگار کنونی که مسیر و روند حرکتش را دیگر انسان تعیین نمی کند و در یک روند خود به خودی، به سمت غایت اتوماسیون حیات بشری در حرکت است.

تصویری از آینده که در انتهای تحلیل روند ارائه می شود، به معنای وضعیتی است که در صورت ادامه روندهای موجود تا افق مورد نظر، به همین صورت کنونی، حادث خواهد شد. لذا فی المثل اگر یک آینده شناسی، تصویری از آینده یک کشور یا تمدن، طبق تحلیل روند، ارائه کرد، به این معنا نیست که قطعا آن وضعیت، متحقق خواهد شد بلکه اساسا آن تصویر، صرفا بیان وضعیت است و در نتیجه آن، بخش هایی از وضعیت اراده شده که مطلوب است، روندهای منتج به آن، تضعیف و یا حذف خواهند شد. پس از جمع آوری اطلاعات و سابقه روند، الگوهای تغییر، جهت تغییر ،ابعاد تغییر و سایر مختصات تغییر روند، تحلیل و بازشناسی می شوند.

در نهایت با توجه به نتایج مرحله قبل، جهت و نحوه تغییر روند از اکنون تا افق مورد نظر تبیین می شود. معمولا در این تکنیک، گزاره هایی که در افق کوتاه مدت یعنی حداکثر پنج سال برآورد می شود، با نام «روند» و گزاره هایی که در افق های فراتر از آن برآورد می شوند، با نام «پیشگویی» معرفی می شوند.

 
آینده پژوهی چیست؟

در تحلیل روند، یکی از مواردی که بایستی حتما مورد مطالعه قرار بگیرد، وقایع ناگهانی و پیش ران ها هستند. وقایع ناگهانی، وقایعی هستند که احتمال وقوع آنها کم است و معمولا در برآوردها لحاظ نمی شوند اما در صورت وقوع، اثرات شدیدی بر وضعیت خواهند داشت و پیش ران ها، نیروهای محرک و موثر هر حوزه روندی هستند که آن روند را تقویت و یا حتی تضیعف می کنند و پس ران هستند.

استفاده از عنوان «ترندگذاری» یا «روندگذاری» برای این تکنیک، کاملا اشتباه است چرا که اساسا این تحلیل به دنبال تبیین وضعیت آینده، مبتنی بر تداوم روندها با همین جهت و وضعیت کنونی است و اصلا مبتنی بر دخالت انسان بنا نشده است. لذا عنوان «گذاشتن روند» موضوعیتی ندارد و داشتن چنین انتظاری از این تکنیک، کاملا متناقض است. حتی در مطالعات مُد و فَشن هم که عنوانی با نام «Trend-Setting» طرح می شود، به این معناست که یک لباس یا وضع خاصی از پوشش یا رفتار ایجاد شود و تداوم آن کاملا خود به خودی باشد و در تداوم آن ،انسان دخالتی نمی کند.

۳٫ طراحی سناریو

این تکنیک، تلفیقی است از دو حوزه آینده نگاری و آینده نگری؛ یعنی این امکان وجود دارد که برخی از سناریوها، پیش نگاری باشند و برخی دیگر، پیش نگری. در طراحی سناریو، وضعیت کلی اکنون، پس از تعامل، تقابل و تقاطع با چشم اندازها و پرسپکتیوهای دیگر بازیگران فعال در تغییرات وضعیتی و پس از بررسی سایر احتمالات وضعیتی دیگر، در قالب چندین گزینه جایگزین ارائه می شود. هر سناریو در واقع روایتی از یک آینده بالقوه است. هدف از طراحی سناریو، دسترسی به چند آینده جایگزین است. از یک منظر می توان سناریوها را بر اساس احتمال وقوع به سه دسته تقسیم کرد: سناریوهایی که واقع می شوند، سناریوهایی که امکان وقوع دارند و سناریوهایی که باید واقع شوند.

۴٫ پیش بینی تکنولوژی

در مطالعات آینده آکادمیک در مغرب زمین، یکی از شیوه های مورد استقبال این است که به پیش بینی تکنولوژی یا رصد تکنولوژی می پردازند. پیش بینی تکنولوژی در واقع یک رشته مطالعه آینده است که ذیل آن، قریب به ۹ خانواده از تکنیک های مطالعه آینده استفاده می شود که شاخص ترین آنها همین روش هایی است که در این مقاله توضیح و تشریح شده است؛ با این تفاوت که در این فرآیند، از تکنیک های مذکور، فقط برای شناخت و پیش بینی تکنولوژی های هر حوزه استفاده می شود.

به دلیل این که در جهان غرب، همه حوزه ها صورت تکنولوژیک به خود گرفته است و همه حیات بشری فقط به وجه تکنولوژیک، فروکاست شده است، عمده مباحث مطالعه آینده، ذیل این عنوان انجام می شود. یعنی مطالعه آینده در تفکر مدرن، به معنای پیش بینی تکنولوژی های آینده تقلیل یافته است.

به طور کلی در پیش بینی تکنولوژی، از هر روش سیستماتیکی که قابلیت پیش بینی و پیش نگریِ جهت، شدت، ویژگی ها و اثرات تکنولوژی و تغییرات تکنولوژی را داشته باشد، استفاده می شود که تمرکز تلاش ها در این فرایند، روی اختراع، ابداع، انطباق و استفاده است.

پیش نگاری یا آینده نگاری

آینده احداثی، آینده ای است که با دخالت و فاعلیت انسان صورت گرفته و ساخته می شود و تبیین این نوع از آینده را «پیش نگاری» یا «آینده نگاری» می خوانند. مطالعات پیرامون چگونگی ساختن و رقم زدن آینده مورد نظر و مطلوب انسان، ذیل این عنوان تنظیم و تبیین می شود. آینده نگاری مانند درست کردن یک پازل یا صعود به قله یک کوه یا تأدیب یک کودک و یا کاشت محصول خاصی در یک مزرعه است.

در همه این موارد، هدف و وضعیتی که باید به آن رسید، ابتدا مشخص و شفاف می شود و سپس از شیوه های مختلف ،تلاش برای تحقق و واقع سازی آن وضعیت صورت می گیرد. مشخصه اساسی همه این مواردی که از مصادیق آینده نگاری گفته شد، این است که در همه آنها فاعلیت انسان، عامل اصلی است و در واقع انسان نظاره گر نیست که ببیند چه اتفاقی روی می دهد بلکه به عنوان عنصر کنشگر، دست به اعمال و جهت دهی تغییرات در جهت مورد نظر خود می زند.

در آینده نگاری، تدبیر اساسی این است که آینده با هر روش ممکن، از قبل، توسط عامل و فاعل انسانی، «قالب گیری و متشکل» شود؛ مانند یک قطعه گِل رُسی که در دست انسان به صورت یک ظرف سفالی، شکل داده می شود. در این پارادایم است که آینده به آن صورت و شکلی که انسان مایل و خواهان است، ساخته و نگاشته می شود.

 
آینده پژوهی چیست؟

۱٫ پس نگاری

پس نگاری به معنای «تصویر و تبیین آینده مطلوب و مراد در افق مشخص، حرکت رو به اکنون از آن آینده به منظور استراتژیزاسیون و طراحی نحوه رسیدن به آن آینده» است.

بیشترین استفاده از این روش در مطالعات مربوط به آینده انرژی و آینده تغییرات محیطی و آب و هوایی صورت می گیرد. گزاره اساسی در طراحی پس نگارانه گام بندی شده در بستر زمان و در خلاف جهت آینده پاسخ مدام به پرسش کلیدی «قبل از این چه باید باشد؟» است.

۲٫ چشم اندازدهی

در چشم اندازدهی یک تصویر مشخص و دقیق از آینده مطلوب و مراد ارائه می شود و مبتنی بر آن، جهت استراتژیک حرکت روشن شده و طراحی استراتژی صورت گرفته و جهت دهی همه نیروها و منابع در جهت تحقق آن چشم انداز مورد نظر انجام می شود. ماموریت، طرح کلی و جامعی است است که در جهت تحقق چشم انداز تهیه شده و زمینه تحقق چشم انداز را رقم می زند.

۳٫ مدل سازی

واقعیت در تلقی فیزیکال، از اجزای متکثری تشکیل شده است و به دلیل این که پرداختن به همه این اجزا و لحاظ کردن وضعیت واقعی از همه این جنبه ها تقریبا غیرممکن است، روی به ساده سازی آن می آورند تا امکان مباحثه و کاوش روی آن آسان تر شود. هر روگرفت و بازتاب ساده شده ای از واقعیت را که از آن انتزاع شده است، «مدل» گویند. به طور کلی در مدل سازی برای مطالعه آینده، یک شناخت انتزاعی و تقلیل یافته ای از وضعیت اخذ می شود و سپس با تکنیک های مختلف مدل سازی و شبیه سازی که معمولا با استفاده از کامپیوتر و ماشین های محاسباتی قوی انجام می شود با تغییر دادن پارامترها و متغیرهای مختلف وضعیت، وضعیت آینده را طراحی و پیش نگاری می کنند.

بیشترین حوزه ای که از این نوع فرایند در مطالعه وضعیت آینده استفاده می کند، حوزه مطالعه وضعیت محیط زیست است که در مطالعات کوتاه مدت برای پیش بینی وضعیت آب و هوا و در مطالعات افق های طولانی تر، برای پیش بینی وضعیت تغییرات محیطی، این شیوه را به کار می برد.

جوابی بنویسید